علاء الدوله سمنانى

مقدمه 21

مصنفات فارسى ( فارسى )

پى برد اما در اين مقدمه به آنها نمىپردازم كه سخن به درازا مىكشد . همهء اين نكته‌ها را - اعم از كتابشناسى و نسخه‌شناسى مصنفات تازى و فارسى او ، و سلسله‌هايى كه به او منتهى مىشوند و معاصرانى كه با او رابطه داشته‌اند و معاشران و اصحاب او - همراه با دقايقى ديگر در كتابى به نام « پير بيابانكى » آورده‌ام كه در پى اين مجموعه ، با فاصله‌اى نه چندان زياد عرضه خواهد شد ان شاء الله تعالى . آشنايى با اين مجموعه دربارهء نگاشته‌هاى فارسى و تازى علاء الدوله سمنانى در مقاله‌اى جداگانه بحث كرده‌ام « 8 » و با تفصيل بيشتر و با بررسى آثارى از سمنانى كه نسخه‌اى از آنها موجود نيست و نيز هم با نمودن برشهايى كه از نگارشهاى سمنانى استخراج شده و در فهرستهاى نسخ خطى نام و نشانى مستقل پيدا كرده است در پير بيابانكى سخن گفته‌ام « 9 » ، ازاين‌رو در مقدمهء اين مجموعه نيازى نمىبينم كه به معرفى مجموع آثار سمنانى بپردازم . آنچه در مجموعهء حاضر جمع و تدوين شده دوازده رسالهء كوتاه و بلند اوست همراه با هشت اجازه و مكتوب ، كه سمنانى به خليفگان و معاصران خود نوشته و يا از آنها دريافت داشته است « 10 » به اين قرار : * سر سماع / نخستين رسالهء اين مجموعه ، رساله‌اى است كوتاه ، به نام سر سماع ، كه سمنانى آن را به خواهش و تقاضاى دوستى - كه نامش را ياد نكرده -

--> ( 8 ) . - كتاب‌شناسى ( نشريه ) ، زير نظر عارف نوشاهى و اختر راهى ، اسلام‌آباد ( پاكستان ) ش 1 ، س 1986 ، ص 184 ( 9 ) . از اين كتاب پيش از اين ياد كردم ، اميدوارم كه در سال آينده عرضه شود . ( 10 ) . نامه‌هايى كه سمنانى به شيخ خود عبد الرحمن اسفراينى نوشته است و يا شيخش به او فرستاده است هم در اين مجموعه نيامده ، زيرا مجموعهء آنها را آقاى هرمان لندلت به نام مريد و مرشد ( مكاتبات اسفراينى با سمنانى ) در تهران عرضه كرده ، و هم نامه گونه‌اى از سمنانى را ايشان در جشن نامهء هانرى كربن ( بخش فرانسه ) منتشر كرده است .